![]() |
![]() |
|
|
دوستان سلام. این هم از آپ این هفته . من دیگ چیزی نمیگم خودتون برین بخونین شش سال اوّل زندگی:
گريه نکن • تو راهرو سرو صدا نکن ۹-دوره ي پيری:
امیدوارم خوشتون اومده باشه. فقط داداشای گلم یه وقت ناراحت نشنا جنبه اش رو داشته باشن فعلا بای بای |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 7:57 توسط سحر |
|
|
ديروز رفتم پيش دکتر، چون جديداً شنوايي زنم خيلي پايين اومده، گفتم اگه بهش بگم شايد ناراحت بشه!! به خاطر همين خودم تنهايي رفتم پيش دکتر تا با اون مشورت کنم!!
وقتي اين موضوع رو به دکتر گفتم، بهم پيشنهاد کرد که اول ميزان فاجعه رو بسنجم!! و بعدش دوباره برم پيشش تا بهم بگه که چه کار کنم.( فکر نکنين که دکتره بچه پولدار ديده!! و حالا ميخواسته جيب منو با چند بار رفت و اومد خالي کنه.) بالاخره يا پايين خره ما اومديم خونه تا ميزان کريّت!! خانممون رو بسنجيم، براي اين کار اول از 10 متري اونو صداش کردم و گفتم،(اين جمله رو همچين با ناز بخونين) عزيزم شام چي داريم، يه کم صبر کردم هيچي نگفت، رفتم جلوتر و بازم سوال کنکوري!! و مهم خودمو تکرار کردم ولي بازم جواب نداد، همينطوري پيش رفتم که آخرِ بار در گوشش گفتم، ديوونهي من!! شام چي داريم. ميدونين چي جواب داد، اون بهم گفت براي هزارمين بار گلـــــــــــــــــــــــــم براي امشب زهر مار!! داريم. نتايج اخلاقي داستان: زنم خيلي دير عصباني ميشه!! ما امشب غذا زهر مار داريم، اگه دوست داشتين ميتونين امشب شام بياييد خونهي ما. با توجه به خودتون، دربارهي بقيه قضاوت نکنين، مثلاً بعضيها خودشون از بس که دروغ ميگن فکر ميکنن بقيه هم ميخوان بهشون دروغ بگن و يا بعضي اوقات فکر ميکنيم فقط خودمون ميفهميم و بقيه نميفهمند، ولي در اصل اينطوري نيست. اگه ربط نتيجهي 3 رو با اين داستان فهميديد، به منم بگيد؟؟ پاورقی:به جون خودم من زن ندارمااا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:12 توسط سحر |
|
|
گفتي تا آخر دنيا باهاتم حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتي دنيا دو روزه
روزي که به دنيا اومدي داشت بارون مي اومد ولي هوا ابري نبود . ميدوني چرا ؟ اون روز فرشته ها داشتن از اون بالا گريه ميکردن . چون يکي ازاونا کم شده بود . اگه يه روز صبح از خواب پاشودي ديدي تو يه اتاق تاريک وقرمز هستي وتند تند داري تکون ميخوري يه وقت نترسي ها ..... تو توي قلب مني . اگه مردونگي مرده - اگه رفاقت رنگ باخته - اگه عشق ديگه معنا نداره - اگه دنيا پر نامرديه - اگه آرامش ديگه خواب و روياست - تو چي کار داري بشين جوکت رو بخون. soq روردگارا سرنوشت مرا خير بنويس.تقديري مبارک تا هرچه را تو ديرم خواهي من زود نخواهم و هرآنچه زودم خواهي من دير نخواهم. هرگاه خداوند تو را به لبه ي پرتگاه هدايت کرد به خدا اطمينان کن.چون يا تو را از پشت خواهد گرفت يا به تو پرواز کردن خواهد آموخت. به سلامتي ديوار چون هر مرد و نامردي بهش تکيه مي کنه.به سلامتي کلاغ نه براي سياهيش،براي يک رنگيش.به سلامتي کرم خاکي نه براي کرم بودنش،براي خاکي بودنش.به سلامتي گاو چون نگفت من ،گفت ما و به سلامتي ما که دوست داشتن يادمون نرفته. نه نرو صبر کن.قرارمون اين نبودبيا سکه بندازيم اگه شير اومد يعني مطمئن باش دوستت دارم اگر خط اومد شک نکن که دوستت دارم.صبر کن نرو بيا سکه بندازيم اگه دوستت نداشتم اونوقت برو. بر هرکه مي نگرم گله از چرخ مي کند در حيرتم که زمانه به کام کيست. مي دوني در قرن 21 تمام شدن باطري ساعت يعني چي؟ 1. عقب ماندن از جهان 2.توقف زمان 3.از دست دادن وقت قرار يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم -*- پر پروانه شکستن هنر انسان نيست -*- گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم -*- يادمان باشد سر سجاده عشق -*- جز براي دل محبوب دعايي نکنيم -*- يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند -*- طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداري يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماري ميكنه خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده! تمام زندگي را از دريا بياموز زيرا براي در آغوش گرفتن ساحل آرام و قرار ندارد . به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه. خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد. افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم مهم اين نيست که قطره باشي يا اقيانوس، مهم اين است که آسمان در تو منعکس شود. روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن. زيبايي عشق را بوجود نمي آورد بلکه عشق است که زيبايي به وجود مي آورد به گل گفتم عشق چيست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم ... با سيم ناز مژه هات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم مي دوني دوست يعني چي؟ اين روزا عادت همه ، رفتن و دل شکستنه،،درد تموم عاشقا،،پاي کسي نشستنه،،اين روزا مشق بچه ها ، يه صفحه آشفتگيه،،گرد رو آينه ها فقط غم زندگيه،،اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه،،مشکل بي ستاره ها ، يه کم ستاره چيدنه،،اين روزا کار گلدونا ،از شبنمي تر شدنه،،آرزوي عاشقا يه شب کبوتر شدنه،،اين روزا کار آدما دلاي پاک بردنه...،بدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه اشکهايم را نثار جاي پايت مي کنم تا بيايي.بارها جان را فدايت مي کنم تو مرا تنها وبا غم ها رها کردي ولي من تو را از غم رهايت مي کنم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 2:51 توسط سحر |
|
|
برگرد... پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزيزم، پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 2:40 توسط سحر |
|
|
یه عالمه جوک قلي سوار هواپيما مي شه مي بينه هر کي با يه چيزي کلاس مياد يکي لب تابشو باز کرده جلوش يکي موبايلشو يکي ..... مي خواد کم نياره دستمال کاغذي رو برمي داره ميذاره تو جيبش که يه گوشش بيرون باشه بغل دستيش ميگه ببخشيد اين چيه ميگه اي واي کي به من فاکس زده؟؟؟!!!! معلم از دانش آموزش پرسيد :
مرد گرگ رو تو جنگل ميبينه كه سرتا پاش خوني.ميپرسه چي شده!گرگ ميگه رفتم در خانه شنگول و منگول.باباشون در را باز كرد. غضنفر مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابائه دختره شاكى ميشه ميگه: مرديكه اين چيه؟
غضنفر زنگ ميزنه راديو ميگه آقا الان صداي من داره پخش ميشه؟ مجري ميگه: آره ميگه يعني الان صداي من از راديوي نانوايي هم پخش ميشه؟ ميگه : خب برادر من هر جا راديو روشن باشه صداي شما پخش ميشه . ميگه : فري نون نخر مامانت خريده غضنفر شبا يه پارچ آب خالي بالا سرش ميذاشته و مي خوابيده ازش مي پرسن آخه خنگ چرا اينجوري مي كني؟ ميگه : خوب يه موقع نصفه شب از خواب پا پيشم مي بينم تشنم نيست .. اونوقت چيكار كنم؟ غضنفر با دوست دخترش تو ماشين بودن مي بينه جلوتر ايست بازرسيه به دوست دخترش مي گه تو پياده شو بعد از ايست بازرسي بگو مستقيم تجريش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ايست بازرسي دختره يادش مي ره بگه تجريش مي گه ونک . غضنفر مي گه شرمنده مسيرم نمي خوره گرگه ميره در خونهي شنگول و منگول در ميزنه ميگه من مادرتونم. پي نوکيو ميآد در رو باز ميکنه ميگه ببخشين از اينجا رفتن! تركه رو ميبرن زير سوال له ميشه لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا ؟؟؟!!!
تركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات موشه وارد داروخانه شد وگفت:آقا مرگ من داريد؟ ترکه خبر داغ مي شنوه گوشش مي سوزه. ترکه مي رسه مي خورنش.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 1:39 توسط سحر |
|
|
برو بچز گرامی سلام.
گاو ما ما مي كرد
نظر یادتون نره. تا یادم نرفته اینم بگم که این متن ماله خودم نبودا. بعدا نیان یقه ی ما رو بگیرن... منتها چون تو سیستم ذخیره بود منبع رو ندارم که بذارم حالا اگه صاحابش پیدا شد یه ندا بده من لینکش رو میذارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 6:51 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ صرفا واسه دخترای گل گلابه ولی خب اگه آقایون هم اومدن ما راشون میدیم. در ضمن آخر هر هفته هم به روز میشه عضو هم قبول میکنه تبادل لینک هم تو کارش هست...
همین دیگه. قربون همتون . نظر فراموش نشه. |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 |
|
RSS
|